1. خانه
  2. مغز و رفتار
مغز و رفتار

مغز و رفتار

یکی از چالش برانگیزترین سوالات موجود در زمینه­ ی رفتارهای انسان در رابطه با یافتن دلیل رفتارهای خاص در انسان است. تحقیق در رابطه با روابط بین ذهن و بدن زمینه ­ای است که به درک بهتر ما از این موضوع کمک می­کند. رفتارهای ما از مجموعه ­ای از فعل و انفعالات و ارتباطات سیستم عصبی (که ما معمولا آن را به عنوان مغز می­شناسیم) و همچنین تاثیرات هورمونی نشات می­گیرد و به طور بالعکس تاثیرات روانشناسی به طور مستقیم می­تواند بر عملکرد سایر بخش­های بدن تاثیر بگذارد. به عنوان مثال، استرس امتحان می­تواند باعث تپش قلب شود. روانشناسی زیستی که با نام‌های روان‌شناسی فیزیولوژیکی و علوم اعصاب رفتاری نیز شناخته می­شود شاخه‌ای میان رشته‌ای از روان‌شناسی است که چگونگی تأثیر مغز، انتقال‌دهنده‌های عصبی و سایر جنبه‌های زیست‌شناسی را بر رفتا­رها، افکار و احساسات ما تحلیل می‌کند. روانشناسی زیستی بر مکانیسم­ های بیولوژیکی رفتار و فرآیندهای ذهنی، به ویژه نقش سیستم عصبی در توضیح رفتار و ذهن تمرکز دارد.

محدوده ­ی کاری زیست روانشناسی

روانشناسان این حوزه به بررسی چگونگی تعامل فرآیندهای بیولوژیکی با احساسات، شناخت­ ها و سایر عملکردهای ذهنی می­پردازند و ارتباطات پیچیده بین زیست شناسی و رفتار ما را روشن می­کنند. این رشته ارتباط نزدیکی با روانشناسی تطبیقی ​​و روانشناسی تکاملی دارد و بر مطالعه مغز، سیستم عصبی و انتقال دهنده های عصبی تاکید دارد. درک فرآیندهای بیولوژیکی، آناتومی پایه و فیزیولوژی در روانشناسی زیستی ضروری است، زیرا پایه و اساس درک این تعامل پیچیده بین زیست شناسی و اعمال و افکار ما را تشکیل می دهد.

روانشناسی زیستی به بررسی گیرنده­ ها برای دریافت محرک­ های داخلی و خارجی توسط سیستم عصبی، از جمله گیرنده­های فیزیولوژیکی برای رفتارهای موردعلاقه، احساسات، یادگیری، حافظه، شناخت و اختلالات روانی می پردازد. این زیرشاخه از روانشناسی به رابطه بین فرآیندهای روانی و رویدادهای فیزیولوژیکی با تمرکز بر عملکرد مغز و بخشی از سیستم عصبی که در فعالیت­ها و تعیین ویژگی­های انسان و حیوانات بررسی می­شود، می­پردازد. مطالعه هورمون‌ها، انتقال‌دهنده‌های عصبی و تأثیر آن‌ها بر رفتار و فرآیندهای ذهنی انسان، یکی از جنبه‌های اساسی روانشناسی زیستی است. به عنوان مثال، روانشناسان، فعالیت­ های انتقال دهنده ­های عصبی و تأثیرات آن­ها بر رفتار انسان و همچنین نقش سیستم غدد درون ریز در تنظیم احساسات را بررسی می­کنند. درک مکانیسم‌های بیولوژیکی که زیربنای فرآیندها و رفتارهای ذهنی هستند، تمرکز اصلی زیست‌روان‌شناسی است.

تاثیر برخی هورمون­ های مرتبط و شناخته شده

هورمون­ها نقش مهمی در تأثیرگذاری بر سلامت روان و رفاه عاطفی ما دارند. درادامه چند نمونه از هورمون­ها و تأثیر آن­ها بر سلامت روان را بررسی می­کنیم که در حوزه ی روانشناسی زیستی قرار دارند:

  • کورتیزول: کورتیزول که به عنوان “هورمون استرس” شناخته می شود، در پاسخ به استرس ترشح می­شود و نقش مهمی در تنظیم خلق و خو و احساسات دارد. سطوح بالای کورتیزول به دلیل استرس مزمن می­تواند به اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات سلامت روان بی انجامد.
  • اکسی توسین: اغلب به عنوان “هورمون عشق” شناخته می­شود، اکسی توسین با پیوند اجتماعی، اعتماد و همدلی مرتبط است و می­تواند بر احساس دلبستگی و ارتباطات عاطفی با دیگران تأثیر بگذارد.
  • هورمون های تیروئید: هورمون­های تیروئید از جمله T3 و T4 برای تنظیم متابولیسم و ​​تولید انرژی ضروری هستند. عدم تعادل در هورمون­های تیروئید می­تواند منجر به اختلالات خلقی، از جمله اضطراب و افسردگی و بی­ حوصلگی شود.
  • استروژن و پروژسترون: این هورمون‌های تولید مثلی می‌توانند بر خلق و خو و سلامت عاطفی، به ویژه در دوره‌های قاعدگی، بارداری و یائسگی تأثیر بگذارند. نوسانات در سطوح استروژن و پروژسترون با تغییرات خلقی مرتبط است و می تواند به شرایطی مانند سندرم پیش از قاعدگی (PMS) و افسردگی پس از زایمان بیانجامد.
  • تستسترون: در حالی که این هورمون اغلب با سلامت باروری مردان مرتبط است، تستسترون در تنظیم خلق و خو نیز نقش دارد. سطوح پایین تستوسترون با علائم افسردگی و کاهش تندرستی در مردان و زنان مرتبط است.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که چگونه هورمون‌ها می‌توانند به طور قابل‌توجهی بر سلامت روانی و حالات عاطفی ما تأثیر بگذارند و ارتباط پیچیده بین سیستم‌های بیولوژیکی و رفاه روانی ما را برجسته می‌کنند.

تاثیرات ژنتیکی

درک اساس ژنتیکی رفتار یک جنبه حیاتی از روانشناسی زیستی است. محققان روانشناسی ژنتیک را برای درک بهتر پایه و اساس بیولوژیکی که به رفتا­رهای خاص کمک می کند، مطالعه می­کنند. در حالی که همه انسان­ها مکانیسم­ های بیولوژیکی خاصی دارند، تعریف این مکانیسم­ ها منجر به طیف گسترده­ای از رفتارها، افکار و واکنش­ ها می­شود که تأثیرات ژنتیکی منحصر به فرد را بر رفتار برجسته می­کند. تأثیرات ژنتیکی نقش مهمی در شکل‌گیری جنبه‌های مختلف رفتار و ویژگی‌های روان‌شناختی دارد. در اینجا نمونه­ هایی که تأثیر عوامل ژنتیکی بر رفتار و سلامت روان را نشان می­دهد، بیان می­کنیم:

  • توانایی‌های فکری و ویژگی‌های شخصیتی: دهه‌ها تحقیق روی دوقلوها، فرزندخوانده‌ها و خانواده‌ها نشان داده‌اند که بیشترین ویژگی‌های روان‌شناختی اندازه‌گیری شده، از جمله توانایی‌های فکری و ویژگی‌های شخصیتی، تا حدی تحت تأثیر ژن‌ها هستند. برای مثال، تفاوت افراد در توانایی‌های فکری، شخصیت و سلامت روان، تا حد زیادی تابعی از استعدادهای ژنتیکی ارثی آن­هاست. این تأثیر ژنتیکی به ویژگی‌های روان‌شناختی مختلفی مانند برون‌گرایی، علاقه به کشف تجربیات جدید و وظیفه‌شناسی گسترش می‌یابد و تخمین زده می‌شود که وراثت 40 تا 50 درصد بر این ویژگی‌ها تأثیر می­گذارد.
  • مسائل مربوط به سلامت روان: عوامل ژنتیکی به طور قابل توجهی در ایجاد مشکلات سلامت روان نقش دارند. تحقیقات نشان داده است که تأثیر ژنتیکی بر ویژگی­های شخصیتی و مسائل مربوط به سلامت روان قابل توجه است. به عنوان مثال، تصور می‌شود که اسکیزوفرنی دارای نرخ وراثت‌پذیری در حدود 80 درصد است که نشان‌دهنده تأثیر ژنتیکی قوی بر این بیماری است. به طور مشابه، افسردگی نیز تحت تأثیر ژنتیک است. داشتن ژن افسردگی احتمال ابتلا به آن را در طول رویدادهای استرس ­زا زندگی را افزایش می­دهد.
  • ژنتیک رفتاری: مفهوم استعداد ژنتیکی، تأثیرات ژنتیکی بر فنوتایپ(phenotype) یک ارگانیسم را برجسته می­کند که می­تواند توسط شرایط محیطی اصلاح شود. آزمایش ژنتیکی می‌تواند افرادی را که از نظر ژنتیکی مستعد مشکلات سلامتی خاصی هستند شناسایی کند و بر نقش مهم ژنتیک در شکل‌دهی رفتار و پیامدهای سلامتی تأکید کند.

فرآیندهای تکاملی

روانشناسی زیستی در فرآیندهای تکاملی که رفتار را شکل می دهد، کاوش می­کند. روانشناسی تکاملی به دنبال مطالعه علل بیولوژیکی نهایی رفتار است، و بررسی می­کند که چگونه رفتارها ممکن است تحت تأثیر علل ژنتیکی قرار گیرند و چگونه آن­ها سازگاری با محیط اطراف خود را نشان می­دهند. به عنوان مثال، برخی از رفتارها، مانند خجالتی بودن و حسادت، ممکن است تا حدی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی قرار گیرند، که احتمالاً به دلیل نقش آن­ها در افزایش نرخ بقای خویشاوندان باستانی انسان است.

کلام آخر

مطالعه روانشناسی زیستی درک جامعی از رابطه­ ی پیچیده بین مکانیسم­های فیزیولوژیکی، ژنتیکی و تکاملی رفتار ارائه می­دهد. هدف زیست ‌روانشناسان کنکاش در زیربنای بیولوژیکی رفتار است تا تعامل پیچیده­ ی بین زیست‌شناسی و اعمال، افکار و احساسات ما را کشف کنند و بینش‌های ارزشمندی را در مورد دنیای شگفت‌انگیز علوم اعصاب رفتاری و پیامدهای آن برای انسان‌ها و سایر حیوانات ارائه دهند. اگر سوالی در رابطه با این حوزه­ ی جذاب دارید به راحتی می­توانید با روانشناسان زبده ­ی ما در ایرانا در تماس باشید.

  • اشتراک گذاری:

دیدگاه خود را درج کنید