هدف همهی ما از ازدواج یا شروع یک رابطه، داشتن رابطهای همراه با آرامش و نشاط و صمیمیت است. توجه و محبت جزو ارکان اولیهی یک رابطهی سالم است. این امر مستلزم همکاری و همدلی دو طرفهی زن و مرد در رابطه است و اگر هرکدام به احساسات و خواستههای دیگری توجه نشان نداده و فقط به علایق خود بپردازد، باید در انتظار عواقب بی توجهی زن و مرد در رابطه باشیم.
بی توجهی زن و مرد به رابطه یعنی چه؟
اگر شریک زندگیتان هیچ تلاشی برای وقت گذراندن و صحبت با شما نکرده و اهمیتی به خواستهها و مشکلات شما نداده و علاقهای به بهبود کیفیت رابطهی خود با شما ندارد، یعنی بی توجهی در رابطه رخ داده است.
گاهی به ویژه خانمها در هنگام بروز اختلاف یا مشکلی در رابطه، شروع به بی محلی کرده و به جای مطرح کردن مشکل و همفکری برای رفع آن، بی توجهی را انتخاب میکنند.
غافل از اینکه شریک زندگی شما در اکثر مواقع اصلا نمیتواند ارتباطی بین بی محلی شما و مشکل پیش آمده برقرار کند و بی توجهی شما را به پای بی علاقگی میگذارد.
بی توجهی زن یا مرد به هم در رابطه، یعنی همسرتان تقریبا برای همه وقت دارد الا شما! در جمع به شما بی احترامی میکند. از برنامهها و کارهای خود شما را آگاه نکرده و مشورت نمیکند. اگر اتفاقی بیوفتد آخرین کسی که از آن باخبر میشود شما هستید! اگر گلایه کنید تلاشی برای راضی کردن شما نمیکند و با جملهای مانند « یادم رفت » شما را به اصطلاح از سر خود باز میکند. شما به معنای واقعی حس میکنید که نادیده گرفته شدهاید.

چه عواملی باعث بی توجهی زوجین به هم می شود؟
پیش از آنکه شریک زندگیتان را به خاطر نادیده گرفتن خود سرزنش کنید، بهتر است دلیل رفتارهای او را کمی در خودتان جستجو نمایید. شرایط زندگی حال حاضر شما، برآیند مجموع رفتارهایی است که هردوی شما انجام دادهاید و نمیتوان تنها یک نفر را مقصر دانست.
اما در یک رابطهی سالم بین دو فرد که به بلوغ فکری و اجتماعی رسیدهاند، زوجین به جای بیتوجهی به هم، با گفتگو ریشهی مشکلات خود را یافته و برای رفع آن و بهبود رابطه، تلاش میکنند.
علتهای مختلفی باعث بروز بیتوجهی در رابطه میشود. برخی از علتهایی که میتواند موجب بی توجهی زن و مرد در رابطه شود، شامل:
- افسردگی
- دلخوری از رفتار همسر
- علاقه نداشتن به همسر
- نداشتن مهارت ارتباطی
- تفکر غلط
- افسردگی
علت بی توجهی زوجین به هم در برخی موارد افسردگی است. هر یک از زوجین ممکن است به دلیل مشکلات کاری، فشارهای اقتصادی، بیماری، خستگی مفرط و… حتی حوصلهی خود را هم نداشته و دچار افسردگی شده باشند. در این موارد باید با همراهی و همدلی شریک رابطه و در صورت نیاز کمک گرفتن از یک روانشناس باتجربه این مشکل را برطرف نمود.
- دلخوری از رفتار همسر
ممکن است همسر شما در تلافی رفتار آزار دهندهای که با او داشتید، شروع به بی محلی کند و از این راه ناراحتی خود از شما را نشان دهد. این مورد به ویژه در زوجهایی که یکی از آنها شدیدا خودخواه و سلطهگر میباشد، بیشتر دیده میشود.

- علاقه نداشتن به همسر
عشق و علاقهی دو طرفه اساس پایداری یک رابطه است. نبود علاقه در یکی از زوجین یا هر دوی آنها با بیمحلی و بیتوجهی همراه است. این مورد در ازدواجهای اجباری بیشتر دیده میشود. در اینگونه موارد اگر طرف مقابل به هیچوجه علاقهای به ادامه این رابطه ندارد و صرفا در حال تحمل کردن میباشد، بهترین گزینه جدا شدن توافقی و دوستانه است. ادامهی این رابطه، باعث سرخوردگی و احساس عدم کفایت یک طرف و افسردگی و تمایل به خیانت در طرف دیگر میشود.
- نداشتن مهارت ارتباطی
بعضی زوجین به جای مطرح کردن خواستهها و ناراحتیهای خود با شریک زندگیشان، بیتوجهی و بیمحلی را انتخاب میکنند. در واقع نداشتن مهارتهای درست ارتباطی باعث این بیتوجهی میشود. وقتی شما نمیتوانید به درستی با همسرتان ارتباط برقرار کنید و فقط با پشت چشم نازک کردن و قیافه گرفتن انتظار دارید خودش حدس بزند چه اتفاقی افتاده، نه مشکلتان حل شده و نه او متوجه جریان میشود. پس رک و راست حرفتان را بزنید.
- تفکر غلط
شاید این جمله را بسیار شنیدهاید که: « زیاد بهش محل ندی خودش میاد سمتت » عدهای معتقدند با بیمحلی و بیتوجهی عزیزتر شده و شریک عاطفیشان را تشنهی محبت و توجه خود میکنند. شاید این امر در کوتاه مدت موثر باشد اما پس از مدتی طرف مقابل خسته شده و به دلیل ندیدن محبت و احترام از سمت شما، دلزده و از شما دور خواهد شد.

بی توجهی به شریک زندگی در رابطه چه عواقبی دارد؟
بیتوجهی به نیازها، خواستهها و احساسات فرد مقابل در زندگی مشترک، عواقب سختی دارد. تلاش و علاقهی یک طرفه نمیتواند زندگی مشترک را نجات دهد و نیاز به همکاری زوجین دارد. اگر شما هم در زندگی مشترکتان دچار بیتوجهی شده یا به شریک عاطفیتان بیتوجهی میکنید، احتمالا به زودی به عواقب بی توجهی زن و مرد در رابطه دچار خواهید شد.
۱.کمحرفی
حرف زدن در مورد مسائل روزمره و داشتن گفتگوی صمیمانه باعث پایداری رابطه است. اما وقتی بیتوجهی بین زوجین رخ میدهد، دیگر یکی از آنها یا هیچکدام علاقهای به مکالمه با هم نداشته و فقط در حد نیاز با هم سخن میگویند. اگر همسرتان همیشه حرفهای زیادی برای گفتن داشت ولی مدتی است که جز در مواقع لزوم با شما سخنی نگفته، علامت هشداری برای وجود مشکلی جدی است.
۲. بی تفاوتی
زوجی که نسبت به هم توجه و محبتی ندارند، هیچ یک از وقایع زندگی آنها را به وجد نیاورده و نسبت به همهی مسائل به ویژه مسائل مربوط به طرف مقابل خود بیتفاوت و بیاهمیت میشوند.

۳. گوشه گیری و دور شدن از هم
از دیگر عواقب و نشانههای بیتوجهی در رابطه فاصله گرفتن زوجین از هم است. این فاصله در تمام ابعاد جسمی و روحی اتفاق میافتد و هر فرد در غار تنهایی خود خزیده و روز به روز نسبت به هم سردتر میشوند.
۴. سردی روابط جنسی
زن و مردی که نسبت به هم بیتوجه و بیمحبت شدهاند، برای هم جذابیت جنسی نداشته و از برقراری رابطهی جنسی نیز اجتناب میکنند. اگر هم رابطهای برقرار شود صرفا برای رفع نیاز جسمانی بوده و هیچ عشق و حرارتی وجود ندارد. بنابراین عدم توجه به رابطه جنسی باعث دور شدن بیشتر آنها از هم خواهد شد.
۵. اخلال در تربیت فرزندان
یکی از موثرترین عوامل در تربیت فرزند، رابطهی محبتآمیز پدر و مادر است. دلسرد شدن زوجین از زندگی، ناخودآگاه باعث عدم توجه کافی به فرزندان شده و آنها را دچار بلاتکلیفی میکند. پدر و مادر با بدگویی از فرد مقابل جلوی فرزندان، به سلامت روان او آسیب میزنند. از طرفی در خانوادهای که پدر و مادر محبتی به هم ندارند، مشاجره و دعوا اجتنابناپذیر بوده و فرزندان قربانی این جدال خواهند بود.
۶. عدم سازش
در روابط عاطفی سالم، زن و مرد هنگام مشکلات با هم گفتگو کرده و هر کدام در شرایط مشابه کوتاه میآیند تا مشکلشان ادامهدار نشود. اما زن و مردی که از محبت هم ناامید شدهاند در هیچ موضوعی با هم سازش و همکاری نداشته و مدام سر موضوعات حتی بیاهمیت، با یکدیگر جر و بحث میکنند.
۷. بی احترامی به هم
محبت احترام میآورد و احترام هم محبت! زوجی که علاقه و توجهی به هم ندارند، مدام در خلوت یا جمع، از هم انتقاد کرده، به هم توهین نموده و به یکدیگر بیاحترامی میکنند.

۸. وقت نگذراندن با هم
آن چیزی که باعث علاقمندی شما به وقتگذرانی با همسرتان میشود، عشق و محبت متقابل شماست. وقتی شما با بیمحلی همسر خود مواجه میشوید، از همه کارهای مشترک با او، حتی رفتن به منزل پدر و مادرش، گریزان بوده و ترجیح میدهید با دوستان یا خانوادهی خود وقتگذرانی کنید.
۹. روی آوردن به رابطهی فرا زناشویی
وقتی همسرتان از شما محبت و عشق موردنیاز خود را دریافت نکرده، احساس خلأ میکند. بنابراین برای پر کردن این خلأ، به فرد دیگری که به نیازهای عاطفی و جسمی او اهمیت داده و آنها را رفع میکند، روی میآورد. اینجاست که خیانت اتفاق میافتد. معمولا مردان بیشتر برای رفع نیازهای جنسی و زنان برای رفع نیازهای عاطفی به فرد دیگری جذب میشوند.
۱۰. طلاق عاطفی
زن و شوهری که هیچگونه تبادل عاطفی و تماس فیزیکی ندارند و نور عشق در قلبشان خاموش شده است، دچار طلاق عاطفی میشوند. از عواقب مهم بی توجهی زن و مرد در رابطه، طلاق عاطفی است که نشان از عمق بیمهری زوجین دارد.
۱۱. طلاق
عواقب بی توجهی زن و مرد در رابطه، با طلاق پایان مییابد. زن و مردی که به مرحلهی طلاق عاطفی میرسند و هیچگونه تلاشی برای احیای رابطهی مردهی خود نمیکنند، از جدایی ترسی ندارند و ترجیح میدهند به جای تحمل یک فرد بی محبت، از تنهایی خود لذت ببرند.
سخن پایانی
ابراز عشق و علاقه و توجه به خواستههای هم، به یک رابطهی دوطرفه طراوت بخشیده و بیتوجهی و بیمحلی، گل باطراوت رابطه را میخشکاند. اگر در رابطهی خود دچار بیتوجهی شدهاید، با همسرتان به گفتگو بنشینید. علتهای این بیتوجهی را در خود و شریک زندگیتان جستجو کنید. قبل از اینکه شعلههای بیجان شدهی عشقتان به خاکستر بنشیند؛ رابطهی عاطفی خود را نجات دهید.
اگر شما هم نگران رابطهی خود با شریک عاطفیتان بوده و به دنبال بهبود آن هستید، کافیاست از یکی از کارشناسان باتجربه ایرانا مشورت و راهنمایی بگیرید.
- اشتراک گذاری:
دیدگاه خود را درج کنید